منطِقُ‌الطِّیر یا مقامات‌الطیور منظومه‌ای‌ست از عطار نیشابوری كه به زبان فارسی و در قالب مثنوی به بحر رمل مسدس مقصور سروده شده‌است. كار سرودن این مثنوی در قرن ششم هجری قمری (۱۱۷۷ میلادی) پایان یافته‌است. این مثنوی كه ۴۴۵۸ بیت دارد، از مثنوی‌های تمثیلی عرفان اسلامی به شمار می‌آید. مراحل و منازل در راه پوییدن و جُستن عرفان یعنی شناختن رازهای هستی در منطق‌الطّیر عطار هفت منزل است. او این هفت منزل را هفت وادی یا هفت شهر عشق می‌نامد.

هفت وادی به ترتیب چنین است: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، و فقر كه سرانجام به فنا می‌انجامد. در داستان منطق‌الطّیر، گروهی از مرغان برای جستن و یافتن پادشاهشان سیمرغ، سفری را آغاز می‌كنند. در هر مرحله، گروهی از مرغان از راه باز می‌مانند و به بهانه‌هایی پا پس می‌كشند تا این كه پس از عبور از هفت مرحله، از گروه انبوهی از پرندگان تنها «سی مرغ» باقی می‌مانند و با نگریستن در آینه حق در می‌یابند كه سیمرغ در وجود خود آن‌هاست. در نهایت با این خودشناسی مرغان جذب جذبه خداوند می‌شوند و حقیقت را در وجود خویش می‌یابند..

عطار در آثار خود از این كتاب با نامهای «مقامات طیور» و «منطق الطیر» یاد كرده‌است. همچنین در پایان همین كتاب میفرماید:

ختم شد بر تو چو بر خورشید نور منطق الطیر و مقامات طیور

عطار در نامگذاری این اثر منظورش مقام جویندگان حقیقت است. عطار خود اینگونه پرده از این راز برمیدارد:

من زبان مرغان سر بسر با تو گفتم فهم كن ای بیخبر
در میان عاشقان مرغان درند كز قفس پیش از عجل در می‌پرند
جمله را شرح و پیانی دیگر است زانكه مرغان را زبانی دیگر است
پیش سیمرغ آنكسی اكسیر ساخت كو زبان جملهٔ مرغان شناخت
...........................
پایه داستان اینست كه جمعی از پرندگان در جلسه‌ای، برای انخاب پادشاهی برای خود به اجماع می‌رسند. پس از بحث فراوان سیمرغ را برای اینكار نامزد می‌كنند وبرای یافتنش به راه می‌افتند. اما در راه هریك به دلیلی جان می‌بازد و فقط سی(۳۰) مرغ به سیمرغ می‌رسند و آنجا میابند كه طالب و مطلوب یكیست. چون آنها سی مرغ بودند كه طالب سیمرغ شدند.